پیر دختر
ساعت ٢:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢  کلمات کلیدی: پیر دختر

شدم مثل پیر دخترا باید بشینم حسرت شوهر و بچه های دخترای فامیل که از من کوچکترند رو بخورم قبلا اینطوری نبودم بیشتر برام یه شوخی بود اما هر چی سنم میره بالا برام جدی تر میشه  تا کی مثل افسرده ها بشینمو شادیه دیگرانو ببینم