تکرار گذشته
ساعت ٥:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢٢  کلمات کلیدی:

حدود ده سال پیش اتفاقایی توی زندگیم افتاد که توی اون دوران خیلی بد بود حالا داره همون اتفاقا با آدمهای دیگه برام تکرار میشه نمی خوام گذشته ای که بد بوده دوباره تکرار بشه


 
بیتا 3
ساعت ٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/٢۱  کلمات کلیدی:

بیتا جون من نمی دونم این چه رفتاریه که تو با من داری عاطفه که چند سالی میشه تازه از پشت کوه اومده شده تاج سرت و رفیق جون جونیت که انگار تو با اون همه ادعات نوکرشی و با من مثل کلفت و نوکرای خونتون رفتار میکنی و حرف میزنی باشه تو واقعا قلب منو شکستی من تو رو خیلی دوست داشتم جوری که وقتی یاد رفتارات میفتم اشک توی چشمام جمع میشه


 
عشق عوضی من
ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۳  کلمات کلیدی:

میدونید عیب من چیه اینکه آدمها رو زیاد دوست ندارم اما در عوض یه آدمو جای تموم آدمهای دنیا دوست دارم خوب من این احساسو نسبت به یه نفر دارم نمیدونم شاید روحشم از این موضوع خبر نداشته باشه اما اون چی وقتی بی معرفتیاشو دیدم کم محلیاشو و چیزای دیگه که حوصله گفتنشو ندارم  واقعا داغون میشم وقتی به یادش میفتم اشک توی چشمام جمع میشه کلا تمام روز به فکر اونم وقتی نمیبینمش واقعا دلم براش تنگ میشه اما وقتی میبینمش دلم میخاد زودتر برم نبینمش دیگه احساس می کنم هیچ حرفی ندارم باهاش بزنم وقتی قیافه گرفتنش برای خودمو میبینم میدونم عشقم منطقی نیست اما عشق که منطق نمیشناسه